تبليغاتX
از کجا
 بازی

           این چند روز گذشته دارد کم کم حالت یک کابوس را به خود می گیرد تا الان که با دیدن پست تو به منتهی الیه خود رسید٬ تمام دیشب را خواب دیدم شاید به خاطر اینکه توان خواندن پست تو را پیدا کنم اما باز هم کافی نبود. با یک خوشبینی مسخره از خواب بلند میشوی و یکباره آوار است که بر سرت خراب می شود.

           من نمی خواهم اینجا به صحنه مناظره تن به تن من و تو تبدیل شود اما بازی هم نمی کنم٬ جای خالی سلوچ را که خواندی٬ حال من حال عباس مرگان است زمانی که پس از حمله شتر از چاه بیرونش می آورند٬ کجای حال من بازی است؟ نمی دانم.

          من بازی نمی کنم٬ من خیلی وقت است که دیگر بازی نمی کنم٬ من . . .  

|+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 7:49