|
وبلاگ نویسی در ایران
سیاحان و دیپلمات های اروپائی که در روزگار گذشته به ویژه در دوره قاجار به ایران آمدند به این نکته اشاره کرده اند که ایرانیان به دو دسته تقسیم می شوند ۱)ایرانی های شاعر ۲) ایرانی های شعر دوست، این نکته امروزه مصادیق بسیار دیگری را از جمله سیاست. فوتبال و . . . را پیدا کرده است که شاید با وجود حدود ۷۰۰۰۰ وبلاگ و میلیون ها خواننده آن و کسب رتبه سوم جهان و اول در خاورمیانه در وبلاگ نویسی بتوان وبلاگ و وبلاگ نویسی را از جمله ی مصادیق این نکته بر شمرد. در اوایل دهه ی ۷۰ شمسی پدیده ای تازه به نام اینترنت هم پا به ایران گذاشت که ابتدا بسیار محدود و در اختیار افراد و مکان های خاصی بود که شاید اگر دولت آقای خاتمی روی کار نمی آمد و این دنیای مجازی را گسترش نمی داد به همان صورت باقی می ماند چرا که هنوز هم، بسیاری تفکر، وجود دارد که از گسترش و همه گیری این پدیده می ترسند و در هر فرصت برای سنگ اندازی استفاده می کنند. اما اینترنت در ایران نیز مانند تمام دنیا با تمام خوبی ها و بدی هایش با سرعت سرسام آوری گسترش یافت و به جزء جدایی ناپذیر هر دستگاه کامپیوتری در ایران تبدیل گشت. اینترنت با ارائه امکاناتی نظیر دسترسی به میلیارد ها صفحه انواع اطلاعات، نرم افزار های پست الکترونیک، امکان برقراری ارتباط صوتی، تصویری و نوشتاری و . . . برای انسان دنیای جدیدی به نام دنیای مجازی به وجود آورد. اما یکی از بسیار امکانات این دنیای بی در و پیکر مجازی فضای وب است که با اندکی تغییرات به وبلاگ تبدیل می شود. وبلاگ چیست؟ weblog به وب سايت يا homepage اي مي گویند كه شامل نوشتههای شخصی يک نفر راجع به چيزها و نكات جالبی كه میبيند يا به آنها فكر میكند هست. یک وبلاگ دارای مشخصات اصلی زیر است: ۱) ایجاد یک وبلاگ بسیار آسان و اغلب رایگان است. ۲) وبلاگ رسانه تعاملی است. ۳) تداوم و روز آوری ۴) ایجاز و ساده نویسی ۵) امکان استفاده از لینک صدا و تصویر ۶) انتشار وسیع وبلاگ تارنمايی است که يادداشتهای شخصی و گاهبهگاه يک فرد را در بر میگيرد. به عبارتی، وبلاگ محلیست که فرد آرای خود را بدون واسطه مستقيماً در آن منتشر میکند. البته استثنا نيز در اين رابطه وجود دارد که آن وبلاگهای گروهی است. از لحاظ ساختار، وبلاگ شامل یک صفحهی اينترنتی است که بسته به خواست گردانندهی آن، يک يا چند يادداشت –به ترتيب تاريخ نشر و از بالا به پايين- بر آن قرار میگیرد. با انتشار هر يادداشت جديد، آخرين يادداشت خود به خود به آرشيو منتقل میشود. برای ساخت وبلاگ، سرويسدهندگان فراوانی خدمات ارائه میکنند که شماری از آنها رايگان هستند. برای يافتن آنها کافی است که واژهی Weblog را در جستجوگرهای اینترنتی جستجو کرد. به طور کلی مفهوم وبلاگ سه چیز است: تداوم، ایجاز و فرد محوری بودن آن وبلاگ نویسی نوعی روزنامه نگاری پست مدرن و به قول ظریفی از روزنامه نگاران ایرانی وبلاگ جانشین پر قدرت شبنامه هاست. کارکردهای آموزشی و پژوهشی وبلاگ وبلاگ نویسی در ایران با نوشتن نخستین پست توسط سلمان جریری - نویسنده وبلاگ سلمان که در آن زمان دانشجوی ۲۱ ساله ای بود - در تاریخ ۱۶/ شهریور ماه /۸۰ و به روایتی دیگر در تاریخ ۱۴/ ابان ماه / ۸۰ توسط حسین درخشان -روزنامه نگار- که یکی از نخستین پیشگامانان استفاده از اینترنت در ایران بود و در حال حاضر وبلاگ من- سردبیر را می نویسد با اینترنت دیال آپ - اینترنت ذغال- آغاز شد و گسترش یافت تا امروز که بنا به آمار ۷۰۰۰۰ صفحه وبلاگ به زبان فارسی به غیر از وب سایت ها نوشته می شود که از این تعداد حدود ۷۰٪ این وبلاگ ها توسط ایرانیان داخل کشور و بقیه توسط ایرانیان خارج از کشور نوشته می شود. محتوای بسیاری از این وبلاگ ها مسائل اجتماعی و روزانه نویسی ( خاطرات شخصی ) و تعدادی هم به مسائل سیاسی می پردازند که باز هم به گواهی آمار این نوع اخیر بیشترین بازدید کننده را دارند. از وبلاگ ها گاه برای ارائه ی مسائل علمی و یا رواج فرقه ها و عقاید خاص مذهبی نیز استفاده می گردد. این وبلاگ ها با چند میلیون خواننده ادعای بالای ما را مبنی بر اینکه ایرانی ها به دو دسته تقسیم می شوند را قوت می بخشد، دسته اول وبلاگ نویسان و دسته دوم خوانندگان وبلاگ. درست است که میانگین گروه سنی دو دسته ی بالا را جوانان تشکیل می دهند اما مگر این جوانان ایرانی نیستند و حتی می توان گفت بسیاری از میان سالان و روشنفکران ایرانی نیز جزء این دو دسته قرار می گیرند که از بزرگان این عرصه هستند. با گسترش روز افزون وبلاگ های فارسی در اوایل دهه ی ۸۰ شمسی، شرکت های ایرانی نیز به جمع ارائه دهندگان امکانات ویلاگ نویسی پیوستند تا فضای وبلاگ از مصادیق زندگی جوان ایرانی محسوب شود. فضائی که به نویسنده آن این امکان را می دهد که فارغ از تمام ترس ها و کنترل ها و سانسور ها ذهنیات خود را به دیگران ارائه دهد. این فضا در ایران منجر به مستعار نویسی گسترده ای شد که از لحاظ جامعه شناسی و روان شناسی دارای ابعاد گوناگونی می باشد. دنیای مجازی با ارائه ی فضای وبلاگ گونه ای جدید از فضای نوشتاری را به انسان و به ویژه انسان ایرانی که در فضایی بسیار بسته و دارای خط قرمز های فراوان رشد پیدا کرده است هدیه می دهد که گاه بسیار افسار گسیخته و تابو شکن می گردد، فردی که در فضا های معمول و واقعی ارتباطاتش تمام رفتار های خود را کنترل می کند یا حداقل تحت کنترل می بیند به یکباره در فضای وبلاگستان به فردی متفاوت و دارای رفتاری که خود نیز گاه از بروز آن توسط خود متعجب می گردد، تبدیل می شود. در مورد رابطه ی فضای فیزیکی و فضای مجازی و رابطه قدرت و اقتدار گمان می کنم که زمانی که بدن از رابطه ی رو در رو حذف می گردد و رابطه ی قدرت هم کاملا تغییر می کند در رابطه ای کتبی و مجازی ( مانند وبلاگ نویسی ) زمانی که شخص از اقتدار بدن خود رها می شود تعاملش با دیگران متفاوت می گردد. این تجربه را فکر می کنم که تمام وبلاگ نویسان داشته اند که بخی از آنان این خود را کنترل کرده و خط قرمز های خاص خود را دارند، برخی دیگر با کنترل خود ترجیح را بر این داده اند که از این فضا برای بیان همین تابو ها استفاده کنند و دسته ی آخر نیز متاسفانه هنوز اندر خم یک کوچه اند. وبلاگ ها گاه دارای پست هایی با حجم بالا گاه دارای پست هایی با حجم های بسیار کم و به اصلاح مینیمال هستند. وجود امکان نظر سنجی از خوانندگان تعاملی گاه خوب و گاه بد را همراه با دعواهای لفظی ایجاد می کند که در فضای وبلاگ فارسی به علت تربیت خاص این دوران و دوران های گذشته و عدم تحمل نظرات مخالف نوع دوم بسیار بیشتر است. فضای وبلاگ های فارسی روز به روز و البته با سرعت کم به سمت حرفه ای شدن و استفاده برای بهتر شدن فضا های زندگی واقعی و مجازی استفاده می گردد. این فضا با گسترده گی بسیار خود و امکان دسترسی در تمام نقاط دنیا کارکرد های تبلیغی و اعتراضی بسیاری دارد که از جمله ی اینها می توان به اعتراض به فیلترینگ، تغییر نام خلیج فارس، فیلم ۳۰۰ و . . . اشاره کرد. همچنین می توان به استفاده ی تبلیغاتی کاندیداهای آخرین دوره ریاست جمهوری اشاره کرد که هر کدام وبلاگی از آن خود و وبلاگ هایی از آن طرفدارانشان داشتند. وبلاگ نویسان برای خود بازی ها و فضا های تعاملی خاصی را ایجاد کرده و با هم در ارتباط قرار می گیرند و حتی این تعاملات به جشنواره ها و مسابقات وبلاگ نویسی نیز منجر شده اند که امر مبارکی است. امروزه مردان سیاست در ایران با تناقضی عجیب به این پدیده می نگرند، عده ای چون آقایان خاتمی و ابطحی ( نخستین روحانی وبلاگ نویس ) و بسیاری از مدیران و نمایندگان مجلس خود وبلاگ نویس شده و از این فضا استفاده می کنند و بسیاری دیگر سعی در محدود و تنگ کردن این فضا دارند. در آستانهی ورود به پنجمين سال پاگيری وبلاگ فارسی، آنچه امروز از وبلاگ میبينيم با تعريف و ذهنيت اوليهی آن فرسنگها فاصله دارد. امروزه وبلاگ تنها يک "دفترچه يادداشت شخصی" نيست، بلکه علاوه بر آن، محلیست برای بازتاب انديشه در حوزههای مختلف که بسياری از اهل قلم و سياست را به خود جذب کرده است. ورود روزافزون اهل فکر و سياست، به اين حوزه وزن و رونق بیسابقهای بخشيده است. امروز، وبلاگشهر فارسی بیش از هفتاد درصد از توليد زبان فارسی در پهنهی اينترنت را در يد خود دارد. در واقع همين توليد بالا بود که شرکت ماکروسافت را وادار کرد تا در خدمات بعدی خود (بعد از 2003) زبان فارسی را نيز جزو زبانهای تکنولوِژيک بهشمار آورد. شمار مخاطبانی که وبلاگهای فارسی جذب میکنند، از لحاظ تعداد با ديگر تارنماها قابل مقايسه نيست؛ امروز وبلاگهایی که بيش از دههزار بازديدکننده در ماه دارند فراوان به چشم میخورند. از لحاظ تعداد و طبق آمار چند موسسهی بينالمللی، وبلاگ فارسی در مقام سومین گروه زبانی در جهان قرار گرفته است و اين خود نشانگر اهميت اين پديده در میان مردم ماست. تاثير و نقش وبلاگ کارکرد ويژهی وبلاگ فارسی سخن آخر |+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در جمعه 30 آذر1386 و ساعت 22:29 با عرض پوزش به علت خرابی کامپیوتر فعلا تعطیل !!!!! |+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در سه شنبه 1 خرداد1386 و ساعت 13:56 روز پنجاه هزار سال
" صداها از دنیایی دیگر می آیند. همان دنیایی که می گفتند. روز قیامت. روز پنجاه هزار سال. روزی داغ و سوزاننده که می گفتند مادران فرزندان را می جویند و نمی یابند٬ برادران برادران را٬ فرزندان پدران را و مادران را٬ دنیایی همه باژ گونه. روز پنجاه هزار سال! هیچکس به هیچکس نیست. دست٬ دست را نمی شناسد و چشم٬ چشم را. عباس مرده است و تن تکیدهی خود را در صحراهای داغ قیامت بر خاک می کشاند. عباس مرده است و شیون مادر و برادر و خواهر و پدر خود را درون گور می شنود. فغان مرگان در گور رخنه می کند. فغان و فریاد مرگان. مرگان روز پنجاه هزار سال. آوارگان صحراهای داغ با انبان گناهان بر دوش٬ زیر آتش آفتاب. آفتاب جهنم می تابد. مرگان سر از لحد برداشته٬ لال مانده اند. روز بازخواست. دست هایی بر هر سوی می لغزند. دست ها و شانه های برهنه٬ تکیده. تن های برهنه٬ لزج درهم می لولند. زبان ها٬ دهان ها٬ فریادهای بی صدا٬ خاموش. ترس و تباهی٬ کفن پوشان. کفن پوشان. تشنگی! له له عطش. آتش از آسمان می بارد. عباس از گور بالا کشیده می شود. برهنه است. آفتاب! آفتاب! کویر له له می زند. دورش را می گیرند. لوک مست٬ مرده است. مرده و باد کرده است. زهر مار خیک بادش کرده است. سردار مشت ها را گره کرده و بر سر خود می کوبد. لوک مست٬ کنار حلقهی چاه به پهلو افتاده و دست ها و پاهایش سیخ مانده اند. هاجر خودش را در پناه سر علی گناو قایم می کند. ابراو جرأت نمی کند به برادر نگاه کند. علی گناو چشم هایش از حیرت وادریده اند. مرگان باور نمی کند. نه! نه! این عباس او نیست! پیش می آید. عباس لب چاه ایستاده است. تکان نمی خورد. خیره مانده است. خشک. قاف نی. آفتاب می دود٬ می تابد: موهای سر و ابروهای عباس یکسر سفید شده اند! توبرهی پسر از دست مرگان روی خاک می افتد. مرگان پیشتر می آید. نه! چرا باید باور کند؟ پیرمردی پیش رویش ایستاده است! پیش تر. باز هم. چشم های مرگان٬ دو حلقه چاه خشک. در ته چشم ها دو افعی پیر چمبر زده اند. افعی ها سرگردانند. آفتاب جهنم بر کویر می تابد و کویر در چشم های مرگان می تابد. یک بیابان نگاه سرگردان. مرگان دست روی دست عباس می گذارد. عباس دستش در دست مادر است. مرگان براه می افتد. همه براه می افتند. سردار کنار لوکش می ماند. قدم ها کند است. کند و کند. پیرمردی دست در دست های مرگان دارد. خاموشند. خاموشی٬ آفتاب. آفتاب جهنم بر کویر می بارد. آب کجاست؟! " جای خالی سلوچ٬ محمود دولت آبادی٬ چاپ هشتم٬ نشر چشمه و فرهنگ معاصر٬ فصل ٬۳ صفحات ۲۶۳ و ۲۶۴ قوی ترین و مستحکم ترین رمان ایرانی و به زعم خیلی از بزرگان از جمله خود من!! بهترین رمان ایرانی٬ گیرایی و کشش این رمان به نظر من در سه نقطه خواننده را در حال غریبی قرار می دهد که شاید هیچ گونه نتوان آن را بیان کرد٬ حمله لوک مست به عباس٬ بیرون آوردن عباس از چاهی که از حمله لوک به آن پناه برده است و تجاوز سردار٬ صاحب لوک مست به مرگان در عوض دستمزد عباس!. این روز ها من نیز درون چاهم و هر آن که از آن بیرون می آیم یا بیرونم می آورند٬ از پس روز پنجاه هزار سال است. |+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 23:25 بازی
این چند روز گذشته دارد کم کم حالت یک کابوس را به خود می گیرد تا الان که با دیدن پست تو به منتهی الیه خود رسید٬ تمام دیشب را خواب دیدم شاید به خاطر اینکه توان خواندن پست تو را پیدا کنم اما باز هم کافی نبود. با یک خوشبینی مسخره از خواب بلند میشوی و یکباره آوار است که بر سرت خراب می شود. من نمی خواهم اینجا به صحنه مناظره تن به تن من و تو تبدیل شود اما بازی هم نمی کنم٬ جای خالی سلوچ را که خواندی٬ حال من حال عباس مرگان است زمانی که پس از حمله شتر از چاه بیرونش می آورند٬ کجای حال من بازی است؟ نمی دانم. من بازی نمی کنم٬ من خیلی وقت است که دیگر بازی نمی کنم٬ من . . . |+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 7:49 کوره
آیا برای کوره هایی که تو دائم از آنها در می روی باید در گذاشت؟!!
|+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 و ساعت 7:9 سلام
نمی دانم نخستین بار کی و چگونه وبلاگ خواندم٬ اما می دانم که حدود ۲ سال است که به معنای واقعی کلمه وبلاگ می خوانم. اما چرا و چگونه وسوسه نوشتن وبلاگ در ذهن من جای گرفت شاید تا حدود بسیار زیادی بر گردد به عزیزانی که آدرس وبلاگهایشان در اینجا پیوند خورده است٬ اما باز هم برای من تنبل این وسوسه کم بود تا این که اتفاقی که تا کنون باید بارها می افتاد٬ افتاد و عزم مرا برای نوشتن در اینجا که به نوعی راحتترین پل ارتباطی بین من و او است٬ جزم کرد. حالا او کیست٬ بماند برای بعد اما خودش می داند که . . . و شاید این بهانه برای من سر آغاز فصل جدیدی در روابط شخصی و عمومی ام باشد که امیدوارم شما مرا یاری کنید تا بتوانم به نوعی من هم دوست خوبی برای شما باشم. و اما او٬ که نمی دانم این روزها چه در سر می پروراند٬ شاید که . . . |+| نوشته شده توسط آقا بد اخلاقه در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 و ساعت 15:19 |
|
